نمی دونم چیکار کنم من یه نفرو دوست دارم اونم می گه منو دوست داره ولی نه انقدر که بدون من نتونه زندگی کنه چیکار کنم علاقه اش به من بیشتر بشه من بدون اون نمی تونم دیوونه می شم چیکار کنم خدا کمکم نمی کنی چرا؟
چند روزه که فهمیدم اعصابم خورد شده دارم دیوونه می شم شایدم خودکشی کردم و راحت شدم کسی نیست کمکم کنه غرورم گذاشتم زیر پام به خاطرش ولی اون
سلام خواستم بگم منعاشق شوهرم هستم ولی به خاطر کارش بیشتر اوقات از هم دوریم دلمون واسه هم تنگ میشه ولی من مریض تر شدم افسردگی گرفتم مدام گریه میکنم شما بگید چیکار کنم؟